يحيى دولت آبادى
247
حيات يحيى ( فارسى )
چرا نام نميبرند تا درصدد دفع او برآئيم شاه نام نگارنده را برده مرا دشمن خود تصور مينمايد نظام السلطنه او را ملامت مىكند و ميگويد مفسدين دربارهء وى اعمال غرض كردهاند او نه تنها دشمن اعليحضرت نيست بلكه خيرخواه دولت و ملت است بهرحال چون خاطر شاه بطور خصوصى متوجه است كه اجتماع امراء در خانه عضد الملك بتحريك نگارنده است و اين عقيدهء او براى رسيدن به مقصد ؟ ؟ ؟ ضر است ميخواهم تا بتوانم خود را از اين قضيه دور گرفته باشم بلكه كسى هم آنجا مرا نبيند اين است كه در آنوقت شب حيران ميباشم چه كس را بفرستم كه بتواند روى مطلب را باز كند و امراء بتوانند داخل مذاكره بگردند در اين حال قاضى قزوينى وارد شده شرح واقعه را به او ميگويم ميگويد من ميروم - راه دور است و چشم شما نابينا چگونه ميرويد پول داريد درشكه كرايه نمائيد ميگويد خير اتفاقا در خانه ما در آنوقت دو قران پول پيدا نميشود كه بدست قاضى داده شود قاضى ميرود و نميدانم چگونه خود را آنوقت شب در كمال عجله به خانه عضد الملك مىرساند عنوانهاى مهيج كرده حاضرين را گرم مينمايد و ميگويد حالا كه آمدهايد تا رفع نواقص دربار را نكنيد دست برنداريد تا خاطر ملت را از خود شاد كرده باشيد و چون غلامعليخان قجر بعضد الملك بستگى دارد و با نگارنده هم مخصوص است در اين مقدمه زحمت بسيار ميكشد و پىدرپى نگارنده را از جريان احوال باخبر ميسازد روز يكشنبه جمعيت در خانه عضد الملك زياد مىشود اغلب امراء و وزراء آنجا آمدورفت مينمايند و در اين روز شاه دستخط رئيس الوزرائى و وزارت داخله را به مشير السلطنه ميرزا احمد خان ميدهد مشير السلطنه خود جزو اشخاصى است كه به خانه عضد الملك آمده و چون در شرف تصدى وزارت است زودتر به مقصود رسيده بعنوان وزارت داخله و رئيس الوزرائى با عضد الملك نزد شاه رفتوآمد مينمايد طرف عصر اين روز جمعى از ناطقين و نمايندگان ملت هم بديدن امراء رفته ملك المتكلمين نطق مفصل و مهيجى نموده جمع را بهيجان شديد ميآورد و خبر بانجمنهاى ملى رسيده همه حاضر ميشوند بديدن امراء بروند آقا مير سيد محمد طباطبائى شبانه رفته ديدن نموده است آقا سيد عبد اللّه كه هيچ داخل اين كار نبوده به خيال ميافتد كه ببهانهئى خود را داخل نمايد و بالجمله تحصن